لسان الملك سپهر
295
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
نيكو داشت و او را دو پسر بود كه در حركت و سكون متابعت او مىكردند . گفت : او مالك بن جعفر است به اتفاق پسرانش عامر و طفيل . گفت : مردى را ديدم كه نيك سفيداندام و بزرگ جثه بود . گفت : او ربيعة بن [ قرط بن ] عبد اللّه بن ابى بكر بن كلاب است . گفت : مردى ديدم كوچك چشم و بسيار موى كه لعاب دهنش بر موى زنخش مىرفت . گفت : او جندح بن البكّاء است . گفت : مردى بلند قامت ديدم كه تنگ پيشانى و كوچك چشم بود . گفت : او ربيع بن العقيل است . گفت : مردى ديدم كه دو پسر خوشروى با او بود و قبيله همه روى بديشان داشت . گفت : عمرو بن خويلد بن نفيل بن عمرو بن كلاب است به اتفاق فرزندان كه يكى زيد و آن ديگر زرعه است . گفت : دو مرد سرخ روى جسيم ديدم كه در ميان قبيله عظمت تمام داشتند . گفت : ايشان خويلد و خالد پسران نفيلاند . گفت : مردى ديدم كه مويهاى ژوليده مانند حشيش بر سر داشت . گفت : او عوف بن الأحوص است . گفت : مردى ديدم كه موى ساعدش مانند حلقهء زره بود . گفت : او شريح بن الأحوص است . گفت : مردى بلند قامت و اسمر اللون ديدم كه در قوم جولان همىكرد . گفت : او عبد اللّه بن جعدة بن كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعه است . يوم رحرحان پس حاجب بدانست بنى عامر راه نزديك كردهاند و بنى تميم در اين وقت در كوه رحرحان « 1 » جاى داشتند و از اين روى اين واقعه را يوم رحرحان گويند . بالجمله عامريون بتاختند و با بنى تميم جنگ در انداختند از دو سوى مردم
--> ( 1 ) . رحرحان : نام كوهى است نزديك عكاظ در پشت عرفات .